شیرین کاری و شیطنتهای خوشمزه مامانی...
دختر گل مامان روز به روز داره بزرگتر،خوشمزه تر،وروجک تر و...کلا روز به روز داری خودتو بیشتر تو دل مامان و بابا جا میکنی.تا جایی که بعضی وقتا میشینیم با بابایی از گذشته و کارایه نمکی شما یاد میکنیم...مامان و بابا خیلی خیلی زیاد شما رو دوست دارن و تو یه جمله شما نفس مایی.همه زندگی مایی...عشق مامان ایشالا که همیشه سالم وسلامت در پناه خدا شاد و خوشحال باشی و همیشه لبای نازت پرخنده باشه گلم...بوس بوس...

بعضی وقتا یه شیطنتهایی میکنی که واقعا مامانی و عصبانی میکنی چون خطرناکه ولی اینقدر از کارت خندم میگیره که دیگه به دعوا کردن ختم نمیشه...حالا چندتا از شاهکاراتو بهت نشون میدم...
این دوتا عکس خانم ناناز تشریف بردن داخل یخچال و لباسشویی:

البته ناگفته نماند که دخملیه مامان داشته تو تمیز کردن یخچال به مامانی کمک میکرده...

اینجام داره تو رانندگی به بابایی کمک میکنه البته یه مسیر خیلی کوتاه و خلوت:

گل دختر مامان بازم داره به مامانی کمک میکنه،این بار تویه ظرف شستن(فدای کمک کردنت برم من)...

دیانا خانم داره با بابایی ورزش میکنه،قربون اون دستای کوچولوت بره مامان...

دیانا گلاب و دوستش مهدیس جون...(به قول خودت ادیس)

آغابزرگ و نتیجه شون دیانا جون...(بابابزرگ مامان)

لوس بازی های موقع خوابیدن آخرشب ها:


واینم چندتا عکس مامانی از گل دختر خودم...






شیرین کاری و شیطنتهای خوشمزه مامانی... 

